احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی از تغییرات عمیق در نگرش جامعه اسرائیل پس از ۷ اکتبر میگوید؛ تغییراتی که به اعتقاد او، هم فضای سیاسی آن را تحت تأثیر قرار داده و هم معادلات مربوط به آینده روابط اسرائیل با کشورهای منطقه را پیچیدهتر کرده است.
به روایت عصرایران، مهمترین بخش های این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
*واقعیت این است که ۷ اکتبر جامعه اسرائیل را بهشدت تکان داد و تأثیرات عمیقی بر ذهنیت مردم این کشور گذاشت. در اسرائیل، معمولاً بیش از نیمی از جمعیت یا دستکم بخش بزرگی از آن، از یافتن راهی مسالمتآمیز برای همزیستی با فلسطینیها، از طریق جدایی سرزمینی یا راهحل دوکشوری، حمایت میکردند. اما ۷ اکتبر بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل را به سمت تندروی بیشتر سوق داد و باعث شد بسیاری از مردم نسبت به امکان همزیستی با فلسطینیها بدبین شوند.در نتیجه، تعادل پیشین در افکار عمومی اسرائیل تا حد زیادی از بین رفته و گرایش به جریانهای تندرو و افراطی افزایش یافته است. به نظر میرسد راهحل دوکشوری اکنون طرفداران بسیار کمتری در جامعه اسرائیل دارد و حمایت از آن به حدود یکچهارم جمعیت یا کمتر رسیده است. با این حال، مسئله اینجاست که راهحل جایگزین روشنی نیز وجود ندارد. اگر قرار نباشد مسئله فلسطین از طریق جدایی سرزمینی و تشکیل دو کشور حل شود، سرنوشت این مناقشه چه خواهد شد؟ این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است.
*از نظر سیاسی، ۷ اکتبر به بقای دولت نتانیاهو نیز کمک کرد. دولت او پیش از این واقعه با بحرانهای جدی و اعتراضات خیابانی گسترده روبهرو بود، اما جنگ و شرایط امنیتی پس از آن به او امکان داد تا حدود زیادی در قدرت باقی بماند.با این حال، نحوه مواجهه نتانیاهو با حمله ۷ اکتبر به یکی از نقاط ضعف او تبدیل شده است. منتقدانش معتقدند که او تهدید را نادیده گرفته، ابعاد آن را بهدرستی ارزیابی نکرده و نتوانسته است واکنش مناسبی در برابر آن نشان دهد.مهمتر اینکه نتانیاهو، برخلاف برخی مقامهای امنیتی و نظامی اسرائیل، مسئولیت سیاسی این شکست را نپذیرفته و اجازه نداده است کمیسیون تحقیق دولتی برای بررسی ابعاد آن تشکیل شود. مجموع این عوامل موقعیت شخصی او را در برابر رقبایش تضعیف کرده است.
*با وجود انتقادها از عملکرد نتانیاهو در ماجرای ۷ اکتبر، جنگ غزه و مسائل داخلی مانند سربازی حریدیها، چرا مخالفان او هنوز برای رسیدن به اکثریت پارلمانی با چالش مواجهاند؟ اگر نارضایتی از دولت تا این اندازه گسترده است، چرا کنار زدن نتانیاهو آسان نیست؟ نارضایتی از نتانیاهو وجود دارد، اما این نارضایتی به معنای تغییر کامل نگاه جامعه اسرائیل به او نیست.
*نتانیاهو سالهای طولانی نخستوزیر بوده و در گذشته بهعنوان چهرهای برخوردار از توانایی تأمین امنیت شناخته میشده است. موقعیت او در مقاطعی بسیار مستحکم بود و فاصلهاش با دیگر چهرههای سیاسی برای رهبری اسرائیل قابل توجه به نظر میرسید. حزب لیکود نیز با فاصله زیادی در جایگاه حزب اول قرار داشت.از طرف دیگر، همانطور که گفتم، جامعه اسرائیل پس از ۷ اکتبر به سمت تندروی بیشتر و برخورد شدیدتر با فلسطینیها حرکت کرده است. بنابراین، بخشی از عواملی که پیشتر به سود نتانیاهو عمل میکردند، همچنان در فضای سیاسی اسرائیل حضور دارند؛ هرچند عملکرد او در مدیریت بحران امنیتی موقعیتش را تضعیف کرده است.
*باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: یک نفر ممکن است نسبت به گذشته ضعیفتر شده باشد، اما این به معنای آن نیست که مخالفانش بهآسانی میتوانند اکثریت پارلمانی را به دست آورند و او را بهکلی از صحنه سیاسی خارج کنند.به نظر میرسد ائتلاف حاکم کنونی اسرائیل بخشی از کرسیهای خود را از دست خواهد داد و موقعیتش نسبت به انتخابات چهار سال قبل تضعیف شده است. با این حال، میزان این تضعیف لزوماً به اندازهای نیست که مخالفان بتوانند بدون دشواری اکثریت پارلمانی را تشکیل دهند.نکته دیگر اینکه جنگ با ایران در جامعه اسرائیل به اندازه برخی مسائل دیگر محل مناقشه نیست و به نظر میرسد در این زمینه توافق بیشتری وجود دارد. حتی درباره جنگ غزه نیز نارضایتی عمومی لزوماً به معنای مخالفت گسترده با اصل جنگ نیست. آنچه بهویژه برای نتانیاهو محل انتقاد قرار گرفته، مسئولیت او در پیشگیری از حمله ۷ اکتبر و ناتوانی در پیشبینی آن است.
* برای ارزیابی سیاست خارجی دولت احتمالی آینده اسرائیل باید علاوه بر مواضع نخستوزیر، ترکیب ائتلاف و الزامات سیاسی و جغرافیایی این کشور را هم در نظر گرفت.در مورد ایران نیز نمیتوان صرفاً بر اساس تغییر نخستوزیر نتیجه گرفت که سیاست اسرائیل الزاماً دگرگون خواهد شد. باید دید دولت جدید چه ترکیبی خواهد داشت و چه سیاستی را در عمل دنبال خواهد کرد.با این حال، یکی از پیامدهای احتمالی تغییر دولت در اسرائیل میتواند به روابط این کشور با دیگر کشورهای منطقه مربوط باشد؛ موضوعی که از منظر ایران نیز اهمیت دارد.
*در حال حاضر نمیتوان گفت که با روی کار آمدن دولت جدید، سطح تنش اسرائیل با قطر یا ترکیه الزاماً افزایش پیدا خواهد کرد. برخی از این مواضع به شرایط سیاسی و جغرافیایی منطقه مربوط میشود و باید دید دولت آینده در عمل چه رویکردی در پیش خواهد گرفت.به نظر من، در چشماندازی که اکنون میتوان ترسیم کرد، لزوماً دلیلی وجود ندارد که سطح تنش اسرائیل با قطر و ترکیه افزایش یابد. حتی اگر ائتلاف جدید بخواهد در قبال مسئله فلسطین مقداری نرمش نشان دهد، این احتمال وجود دارد که روابط اسرائیل با این دو کشور و همچنین مجموعهای از کشورهای عربی مانند مصر، عربستان و اردن بهتر شود.
در چنین شرایطی، تغییر دولت در اسرائیل ممکن است از این جهت برای جمهوری اسلامی مسئلهساز باشد که اگر ایران بخواهد سیاستهای فعلی خود را ادامه دهد، احتمال دارد در منطقه تنهاتر شود و برخی کشورهای منطقه همگرایی بیشتری با اسرائیل پیدا کنند.البته این موضوع به سیاستهای عملی دولت آینده و واکنش دیگر کشورهای منطقه بستگی دارد و نمیتوان آن را نتیجهای قطعی دانست.
۳۱۲۱۶