یاداشت مهمان- کامبیز قهرمانی، رئیس ادارۀ روابط عمومی سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر، نحوه و امکان فعالسازی و سازماندهی ۳۰ میلیون نفر پویش جانفدا چگونه می تواند وجود داشته باشد و مهمترین و اولویتدارترین حوزههایی که میتوان این جمعیت را به کار گرفت چیست؟
ایجاد ظرفیتی در حد اعلام آمادگی حدود ۳۰ میلیون نفر در «پویش ملی جانفدا» را میتوان از منظر علوم سیاسی و سیاستگذاری عمومی، نوعی تجلی «سرمایه اجتماعی بسیجپذیر» در جامعه دانست؛ ظرفیتی که در صورت طراحی نهادی مناسب، میتواند به یک زیرساخت مهم برای حکمرانی مشارکتی و ارتقای تابآوری اجتماعی تبدیل شود.
استفاده مؤثر از چنین ظرفیتی مستلزم تمرکز بر حوزههایی است که در آنها «مشارکت اجتماعی سازمانیافته» بتواند مکمل ظرفیتهای رسمی دولت باشد. مهمترین این حوزهها عبارتاند از:
• مدیریت بحران و افزایش تابآوری اجتماعی در برابر بلایای طبیعی و مخاطرات انسانی، از طریق شبکههای مردمی آموزشدیده در حوزه آمادگی، پاسخ و حمایتهای پس از بحران.
_ کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی در سطح محلات، از طریق برنامههای داوطلبانه در حمایت از گروههای آسیبپذیر و تقویت شبکههای حمایت اجتماعی.
_ حوزه فرهنگ عمومی و جهاد تبیین، با تمرکز بر ارتقای آگاهی اجتماعی، تقویت هویت ملی و سرمایه نمادین جامعه.
_توسعه فعالیتهای سلامتمحور و آموزشهای عمومی در حوزه ایمنی، کمکهای اولیه و سبک زندگی سالم.
در مجموع، چنین ظرفیتی میتواند بهعنوان یک «بازوی اجتماعی» برای تقویت حکمرانی مشارکتی در حوزههای عمومی عمل کند.
اگر بخواهیم مصداق مشخص و اقدام عملی خاصی را پیشنهاد بدهیم که ظرفیت بالای پویش جانفدا را فعال سازد و منسجم کند چگونه است؟
برای تبدیل این ظرفیت بالقوه به کنش جمعی مؤثر، طراحی اقدامات عملیاتی در مقیاس ملی ضروری است.
نخست، طراحی و استقرار «شبکه ملی کنشگران داوطلبِ محلهمحور». در این مدل، افراد اعلام آمادگیکرده در قالب هستههای کوچک محلی سازماندهی میشوند و هر هسته، در تعامل با نهادهای محلی، مأموریتهای مشخص اجتماعی، امدادی یا فرهنگی را دنبال میکند. چنین الگویی میتواند به شکلگیری نوعی حکمرانی اجتماعی در مقیاس محله کمک کند.
دوم، راهاندازی «پلتفرم ملی مشارکت اجتماعی» مبتنی بر فناوریهای دیجیتال که امکان شناسایی توانمندیها، مهارتها و علایق داوطلبان را فراهم کند و آنان را به پروژههای اجتماعی و ملی متصل سازد. این پلتفرم میتواند به یک بازار اجتماعیِ مشارکت تبدیل شود که در آن، نیازهای عمومی و ظرفیتهای مردمی بهصورت هوشمند به یکدیگر متصل شوند.
سوم، طراحی «برنامههای اقدام ملی» در قالب پویشهای مسئلهمحور؛ مانند حمایت از مناطق آسیبدیده، برنامههای گسترده خدمترسانی اجتماعی یا اقدامات فرهنگی ملی که بتواند مشارکت داوطلبان را در قالب اهداف مشخص و قابلسنجش هدایت کند.
سوال اینجاست برای اینکه بتوان پیشنهاد و ایدهای که طرح کردیم را فعال و عملیاتی کنیم، چه پیشنیازهایی لازم است؟ الزاماتی مثل آموزش، ساختار، بودجه، زیرساخت، پلتفرم یا هر چیز دیگری.
فعالسازی پایدار چنین ظرفیتی مستلزم فراهمشدن مجموعهای از پیشنیازهای نهادی و سیاستی است:
_ ایجاد یک ساختار شبکهای چندسطحی برای هدایت، هماهنگی و پشتیبانی از فعالیتهای داوطلبانه در سطوح ملی، استانی، شهرستانی و محلی.
_ طراحی نظام آموزش عمومی برای توانمندسازی داوطلبان در حوزههایی مانند امداد و کمکهای اولیه، مهارتهای اجتماعی، کار داوطلبانه و ارتباطات اجتماعی.
_ بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال برای مدیریت دادهها، ارتباطات شبکهای و پایش فعالیتها.
• ایجاد نظام انگیزشی و هویتی برای داوطلبان؛ مانند نشانهای داوطلبی، گواهی فعالیت، روایتسازی از کنشهای ایثارگرانه و تقدیر اجتماعی.
_ و مهمتر از همه، شکلگیری سازوکارهای اعتمادسازی و شفافیت در اطلاعرسانی درباره اثرات و نتایج اقدامات انجامشده؛ زیرا اعتماد عمومی مهمترین سرمایه برای تداوم مشارکت داوطلبانه است.
حالا اگر بخواهیم ناظر به پیشنهادی که طرح شد نمونه موفق داخلی یا خارجی که بتوان از آن الگوبرداری کرد یا از آن الهام گرفت را معرفی کنیم باید بگویم در سطح داخلی، تجربه بسیج مردمی در مدیریت بحرانها و همچنین شبکه گسترده داوطلبان جمعیت هلالاحمر در ساماندهی مشارکتهای مردمی در حوادث و برنامههای اجتماعی، نمونهای از ظرفیت بسیج اجتماعی در مقیاس ملی محسوب میشود.
در سطح بینالمللی نیز شبکه داوطلبان نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلالاحمر و همچنین برنامه «داوطلبان سازمان ملل متحد (UN Volunteers)» نمونههایی هستند که نشان میدهند چگونه میتوان با طراحی نهادی مناسب، آموزش مستمر و نظام ارتباطی کارآمد، ظرفیتهای گسترده
حسین دلاوری: داوطلبانه را به سرمایهای پایدار برای حل مسائل عمومی تبدیل کرد.
نکته تکمیلی و یا توصیه نهایی اگر بخواهیم داشته باشیم که بتواند در جمعبندی کمک کند این است که از منظر نظریههای حکمرانی مشارکتی، مهمترین چالش در چنین طرحهایی «گذار از بسیج نمادین به مشارکت نهادمند» است. اگر بتوان این ظرفیت اعلام آمادگی را در قالب شبکههای پایدار داوطلبی، مأموریتهای مشخص و سازوکارهای نهادیِ قابلاستمرار سازماندهی کرد، پویشهایی از این دست میتوانند به یکی از پایههای تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش تابآوری جامعه و ارتقای کارآمدی سیاستهای عمومی تبدیل شوند.